تبليغاتX
border=0> 

توی يک ديوار سنگي دو تا پنجره اسيرن دو تا خسته دو تا تنها يكيشون تو يكيشون من ***** كاشكي اين ديوار خراب شه من و تو با هم بميريم توي يك دنياي ديگه دستاي همو بگيريم من و تو
ما
 سکوت
         سکوتم از رضایت نیست

                                دلم اهل شکایت نیست

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 28 فروردین1386  |
 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 28 فروردین1386  |
 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 28 فروردین1386  |
 اشک
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........

از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟؟!!!

 گفت: آخه تو چشمات كس دیگری هست و ديگه جاي من نيست

 

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در دوشنبه 27 فروردین1386  |
 تقدیم به ...

تقديم به اشکهايي که غرورشان شکست

و عهدهايي که کسي آنها را نبست.

تقديم به چشمهايي که در راه ماندند

و دل هايي که آنها را راندند

 

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در دوشنبه 27 فروردین1386  |
 ساقیا

ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست

یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در دوشنبه 27 فروردین1386  |
 انتظار

بنشين به انتظـــــــــــــــــــــار کسي خواهد آمد به اين بينديش! هيچ پيامي آخرين پيام نيست و هيچ عابري آخرين عابر. کسي مانده است که خواهد آمد.باور کن! کسي که امکان آمدن را زنده نگه مي دارد. بنشين به انتظـــــــــــــــــــــار!

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در یکشنبه 26 فروردین1386  |
 ...
 تو زندگي لحظه هايي هست که احساس مي کني دلت واسه يکي تنگ شده اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم...
|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در یکشنبه 26 فروردین1386  |
 به یاد داشته باش
به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن.

 کسي هست که عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست.

اشکهاي تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه مي فشارد.

تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت.

و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند.

باور کن که با او هرگز تنها نيستي.

 فقط کافيست عاشقانه به آسمان نگاه کني!!!

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در یکشنبه 26 فروردین1386  |
 فراموشم خواهی کرد

عزيزم فراموشم خواهي كرد  مرا كه دوستت دارم و مي پرستمت !

 عزيزم فراموشم خواهي كرد مرا كه به تو عشق آموختم و عاشقت هستم !

عزيزم فراموشم خواهي كرد...

 باور كن اين حقيقت را ، حقيقت تلخ است ، حقيقت زهر است .

باور كن عزيزم! باور كن شبهايت را ستارگان چشمان ديگري نور خواهند باريد .

عزيزم فراموشم خواهي كرد مرا كه دوستت دارم و مي پرستمت

مرا كه عاشقت هستم...

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در چهارشنبه 22 فروردین1386  |
 ای کاش ...
تو را براي تو دوست دارم

 و زندگي را براي نفس هاي تو.

 اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم

 اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم

 اي کاش مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمش ابري مي شد باريدن مي گرفت

 اي کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم

 اي کاش مي توانستم يک پرنده باشم و پر مي گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز مي کردم

 و اي کاش سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم...

 آري اي کاش سايه بودم تا همیشه هم پای تو بودم

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 21 فروردین1386  |
 عشق

عشق

 

یعنی ترس

 

از دست دادن

 

تو

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 14 فروردین1386  |
 چشم به راهم
در دل من کسی است

            که تا درخشش آخرین ستاره

                      تا پژمرده شدن آخرین گل

                                  و فرو افتادن آخرین برگ

                                                چشم به راهش خواهم بود

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 14 فروردین1386  |
 
 
بالا