تبليغاتX
border=0> 

توی يک ديوار سنگي دو تا پنجره اسيرن دو تا خسته دو تا تنها يكيشون تو يكيشون من ***** كاشكي اين ديوار خراب شه من و تو با هم بميريم توي يك دنياي ديگه دستاي همو بگيريم من و تو
ما
 تقدیم به تو باد ...

یک شاخه گل سفید تقدیم تو باد *****

رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد******

تنها دل ساده ایست دارایی ما ***

آن هم شب عید تقدیم تو باد**

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در جمعه 18 خرداد1386  |
 چرا؟

 بی تو

نه بوی خاک نجاتم داد

نه شمارش ستاره ها تسکینم!

چرا صدایم کردی؟

چرا ؟؟؟....

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در جمعه 28 اردیبهشت1386  |
 

کاش لبخند هايت اينقدر زيبا نبود

 که امروز آرزوي ديدن يه لحظه

 فقط يه لحظه

 از لبخند هاي عاشقانه ات را داشته باشم

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در دوشنبه 10 اردیبهشت1386  |
 سکوت
         سکوتم از رضایت نیست

                                دلم اهل شکایت نیست

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 28 فروردین1386  |
 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 28 فروردین1386  |
 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در سه شنبه 28 فروردین1386  |
 اشک
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........

از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟؟!!!

 گفت: آخه تو چشمات كس دیگری هست و ديگه جاي من نيست

 

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در دوشنبه 27 فروردین1386  |
 تقدیم به ...

تقديم به اشکهايي که غرورشان شکست

و عهدهايي که کسي آنها را نبست.

تقديم به چشمهايي که در راه ماندند

و دل هايي که آنها را راندند

 

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در دوشنبه 27 فروردین1386  |
 ساقیا

ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست

یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

 

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در دوشنبه 27 فروردین1386  |
 انتظار

بنشين به انتظـــــــــــــــــــــار کسي خواهد آمد به اين بينديش! هيچ پيامي آخرين پيام نيست و هيچ عابري آخرين عابر. کسي مانده است که خواهد آمد.باور کن! کسي که امکان آمدن را زنده نگه مي دارد. بنشين به انتظـــــــــــــــــــــار!

|+| نوشته شده توسط افسون و محمد در یکشنبه 26 فروردین1386  |
 
 
بالا